|
عمرانی ، بهزاد
|
جنگ چهل روزه پایان یافته بود. تورم سنگین بود و بیکاری به شدت در حال افزایش. فکر میکردم که بهر طریق ممکن باید چرخ اقتصاد را راه انداخت و به فعال شده بنگاه ها کمک کرد. تجربه چهار سال مدیریت باشگاه مشتریان بانک تجارت رو داشتم. فکر کردم چیزی شبیه به اون رو در سطح مدیران حوزه تاسیسات راه بیاندازم تا بلکه با کم کردن دغدغه مسائل روزمره اونا، توان شان برای فعالیت های اقتصادی، تولید، خلاقیت و اشتغال زایی افزایش بیابد. موضوع را با واصف و مهندس معتمد طرح کردم. استقبال کردند.
|
|
اردیبهشت 1405
|
|
عمرانی ، بهزاد
|
فروشگاه مهندس معتمد، زحل، در تقاطع طالقانی و مفتح رد طبقه همکف یک ساختمان قرار داشت. مهندس یک دفتر بزرگ هم در طبقه اول همین ساختمان داشت که چند نوبت من و چند نفر دیگه از دوستان رو به ناهار در همون دفتر دعوت کرده بود. همیشه پذیرایی با دسپخت عالی همسر ایشان و مفصل بود و محیط گرم. خود مهندس معتمد میگفت که این گونه نشست ها را با خیلی از دوستان و همکارانش مکررا" انجام میده و معتقده که از ثروت دنیا فقط همین لحظات خوش برای آدم میمونه. وقتی که تصمیم گرفتم باشگاه یا جامعه مدیران رو ایجاد کنم، رفتم و موضوع رو به ایشان گفتم و تصمیم ام این بود که اولین نشست رو در یک کافه به صرف عصرانه برگزار کنم. مهندس معتمد مخالفت کرد و گفت که جلسه رو همین بالا برگزار کن. تشکر کردم ولی به شرط اینکه همون عصرانه باشه و با توجه به تعداد زیاد مهمان ها، به همسر ایشان زحمت ندهیم. مهندس ناراحت شد. گفت خوب زیاد باشن. غذا از بیرون میگیریم. اصلا" اگه عصرانه باشه من نیستم. این شد که اولین جلسه جامعه مدیران تاسیسات در 26 خرداد 1405 در همون دفتر برگزار شد. تو اون جلسه چند تا از هم صنفی های مهندس معتمد هم بودند. اونا گفتند از بس زیاد در اون دفتر جلسه برگزار کردند، اسمش را گذاشتند: خانه پدری
|
|
خرداد 1405
|
|
|